|
سواری از سفری دوردست می آید گشاده روی و غزل خوان و مست می آید قسم به حضرت زهرا که وقت آمدنش دل شکسته ی ما هم به دست می آید کسی که عشق و امید من است می آید کسی که پاره روح و تن است می آید دلم خوش است که یک روز صبح آدینه سواری از سفری دوردست می آید
مهدی جان: گر میسر نشود بوسه پایت را هر کجا پای نهی بوسه زنم جایت را آغاز امامتت مبارک. اللهم عجل لولیک الفرج
نیستی و باز خودم بی تو تصور می کنم جای خالی تو رو با گریه هام پر می کنم نیستی و ثانیه ها زخم زبونم می زنن تیر تعنه هاشونو به استخونم می زنن نیستی و پریشونم، نیستی و در به داغونم نیستی و جمعه های بی تو اسیر زندونم با یه شاخه گل نرگس سر راهت می شینم به خودم وعده دادم، یه روز شما رو می بینم عاشقات منتظرن تو بهترین جمعه بیای به دلم برات شده شاید همین جمعه بیای خودمو تو سینه ی آرزوهام جا می ذارم تو رو با این دل تنها شده، تنها می ذارم دستمو بگیر دارم می میرم از بی نفسی پس کدوم جمعه به دادم می رسی نیستی و پریشونم، نیستی و در به داغونم نیستی و جمعه های بی تو اسیر زندونم اللهم عجل لولیک الفرج
نعمت فراوان دادی ام منت بسر بنهادی ام اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام اسعدالله ایامکم و عجل الله تعالی فرجه اللهم عجل لولیک الفرج
نبود بین ما رسم عاشق کشی تو آخرش من ز داغت می کشی دل می سوزونی خودتم می دونی هر بار که من به جمکران می کِشی بهت نمیاد منو راهم ندی صدات کنم ولی جوابمو ندی نکنه یه شب بین نوکرات بهم بگی برو تو نوکر بدی مگه چی می خواد این دل اسیرم بهم بگو بمیر تا برات بمیرم همش به خودم می گم این جمله رو یعنی می شه که آقامو ببینم اللهم عجل لولیک الفرج
ضریح زیارت عاشقان، تجسم تبسم در اندوه، صبورترین شاهد انتظار منتظران... حالا دیگر تمام چشمه های زخم دیدار، دارند نام تو را هی برای شب های سرد بی کسی زمزمه می کنند. از منتهای حد تصور تا ابتدای نام بلندت راهی هزار مرتبه شیری است در کهکشان مهر کمدنت... خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم هرچند کنی زنده دگر بار بمیرم اللهم عجل لولیک الفرج
|
درباره وبلاگ![]()
قطعه ی گم شده از پر پرواز کم است آرشیو موضوعی
|